سلام سلام خوفين؟
اين دفعه عوض دفعه ي قبلو در آوردم و زود آپ كردم البته نمي خواستم انقدر زود آپ كنم ولي چي كار كنيم احساس مسئوليت و اين حرفاس ديگه ....اي بابا
دو تا خبر اولوكه حتما همتون ميدونين
يكيش اينه كه بهرام جون واسه يه مدت مي خوان برن آمريكا هم خانوادشونو ببينن هم اينكه يه تفريحي بكنن....خوش بگذره...(البته به منم خيلي اصرار كرد باهاش برما ولي من گفتم امتحان آمادگي دفاعي دارم نمي تونم بيام!؟جون تو)
دومي شم اكران فيلم سنتوري در جشنواره ي فيلم«پوسان»كه اين خبرو توي مجله ي«تلاش»اين جوري نوشته بود
«فرامرز فرازمند تهيه كننده ي فيلم سنتوري در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفته است:اين فيلم در بخش غير رقابتي دوازدهمين جشنواره ي پوسان به نمايش درامد.وي افزود در اين بخش جشنواره پوسان مروري بر اثار داريوش مهرجويي با حضور اين فيلمساز انجام شد و علاوه بر سنتوري فيلم هاي گاو.هامون.درخت گلابي.ليلا به نمايش درامد.فرازمند گفت:فيلم سنتوري در پوسان در يك نمايش تك سانس به نمايش درامد و مورد استقبال مخاطبان جشنواره قرار گرفت. وي در مورد اخرين وضعيت اكران سنتوري به فارس گفت:همچنان در حال رايزني براي اكران عمومي فيلم و اميدواريم كه اين هفته اقاي وزير و اقاي جعفري جلوه خبرهاي خوشي داشته باشند و با اكران فيلم موافقت كنند چراكه ما به خواسته ي انها احترام گذاشتيم وبراي اينكه فيلم را در ايران نمايش دهيم دوبار نمايش خارجي فيلم را منحل كرديم.....»
پس ايشاا.. اگه دوباره بهونه در نيارن بزودي اكران ميشه
و اما خبري كه باعث شد به خاطرش بيام آپ كنم خلاصه اي از فيلم«ترديد»بريد بخونين نظرم يادتون نره 
ترديد
نويسنده و كارگردان: واروژ كريم مسيحي
تهيه كننده:محمد مهدي دادگو
مدير فيلمبرداري:عزيز ساعتي
طراح صحنه و لباس:ملك جهان خزائي
مدير توليد:عبدا...شهباززاده
دستيار اول كارگردان:اناهيد اباد
منشي صحنه:گارينه نظريان
صدابردار:نادر رضايي
طراح چهره پردازي:محمد قومي
مدير تداركات:حميدرضا وفايي
بازيگران:بهرام رادان.محمدرضا فروتن.ترانه عليدوستي.مهتاب كرامتي.بيتا فرهي.جمشيدهاشم پور.جمشيد مشايخي.داوود رشيدي و.....
«پدر سياوش روزبهان بر اثر حادثه اي مرده وعموي او مقدرات ثروت خود و برادر را به دست گرفته است سياوش عاشق مهتاب دختر عمه اش است انوري پدر مهتاب مباشر روزبهان است.سرگشتگي سياوش از مرگ پدر تمام نشده كه خبر ازدواج قريب الوقوع عمو با مادرش را مي شنود.سياوش طي ماجراهايي مي فهمد كه پدرش كشته شده و به سراغ دوست قديمي اش كارو مي رود»
اين بار كريم مسيحي فيلمش را با گروهي زبده و با اقتباس از هملت مي سازد.طرح كلي داستان وام دار نمايشنامه ي جاويدان شكسپير است ودر فيلم هم اشاره هايي به سرگذشت شاهزاده ي ناكام دانماركي و نامزدش افيليا مي شود نام فيلم هم اشاره ايست به درون مايه ي اصلي تراژدي هملت هرچند در اينجا سعي شده تا داستان با ويژگي هاي بومي و به طور كلي شرقي هماهنگ شود و لحن ويژه اي پيدا كند كه شايد پايان متفاوت ترديد و سرنوشت نامتعارف قهرمان حاصل همين نگاه شرقي باشد(بسه ديگه خسته شدم)